الشيخ علي المشكيني
205
تفسير روان (فارسى)
است . و بنابراين « ما » حرف نفى است و در قرائت ، بر « يَخْتار » وقف بايد نمود . و در اين وجه آيهء كريمه رد است بر مشركان كه مىگفتند : لَوْلَا نُزّلَ هذَا الْقُرْءَانُ عَلَى رَجُلٍ مّنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ « 1 » چرا قرآن بر مردى صاحب شأن از مكّه و طائف مانند وليد بن مغيره و عروة بن مسعود ثقفى نازل نشده است ؟ ! احتمال دوم اين كه « ما » در آيه به معنى « الَّذى » باشد ؛ يعنى او اختيار مىفرمايد آن چيزى را كه براى انسانها خير و صلاح است ، و بنا بر اين وجه ، « ما كان لهم الخيرة » مفعول « يختار » است . [ ويژگيهاى خداوند ] ( آيهء 69 ) وَ رَبُّكَ يَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَ مَا يُعْلِنُونَ لغت : تُكنّ مضارع از باب افعال است . تفسير : و پروردگار تو آنچه را سينههاى آنها مىپوشاند - يعنى آنچه را پنهان مىدارند از عداوت پيغمبر و كينهء مؤمنان ، و آنچه را با زبان يا قلم يا عمل آشكار مىسازند از طعن در نبوّت و تكذيب قرآن - همه را مىداند ؛ يعنى سرّ و جهر و نهانى و آشكاراى همه در علم او يكسان است . تنبيه : چون خداى متعال ، حكيم على الاطلاق و عالم به مصالح و مفاسد امور مىباشد ، به مقتضاى حكمت و مصلحت ، آنچه را صلاح بندگان است در تمام امور دين و دنيا و آخرت اختيار فرمايد ، پس تعيين صلاح و اختيارِ خير ، مختصّ به خداست لا غير ؛ بنابراين چگونه كسى مىتواند ادّعا نمايد كه اختيار انسانها از اختيار خدا اصلح باشد ، و يا بگويد كه اختيار كردن به بندگان واگذار شده است ؟ در صورتى كه جاهلاند به حقايق و
--> ( 1 ) . سورهء زخرف ، آيه 31 .